نیم نگاهی به انتظار در آینه روایات (3)

وجه دوم : آن که انگیزه عمل او ، محض فوائد اخروی ،‌مانند رسیدن به مقامات عالیه بهشت ، یا نجات از درکات آتش و دوزخ باشد .

گرچه در این مورد نیت و قصد واقعی در عبادت حصول رضای الهی است، و به وسیلة رضای الهی در آن عبادت ، بنده از خداوند جل شانه بهشت یا خلاصی از جهنم را طلب می نماید ،‌ولی با این حال ، خلوص حاصل می شود .

لکن خلوص حقیقی حاصل نمی شود ، زیرا خلوص حقیقی در مقام عبادت آن است که بنده هیچ منفعتی که برگشت آن به خودش باشد ـ ولو منافع اخروی ـ‌ در نیت لحاظ نکند ، و حقیقتا جز رضای الهی چیز دیگری در نظرش نباشد وجه سوم :‌آن که در مقام عبادت قصد واقعی او جز رضای الهی چیز دیگری نباشد ، و این خلوص کامل حقیقی است .

ولکن منافات ندارد که بنده با این درجه خلوص از کمال رغبت و اشتیاق به نعمتهای الهی در بهشت ، و ترس از عذاب الهی در جهنم داشته باشد ، به واسطه‌ آن که خلوص او در مقام عبادت و بندگی است که دراین مقام جز رضای الهی هیچ امر دیگری را ملاحظه نمی کند .

و اما نعمتهای الهی و هم چنین نجات از عذاب او را از جود و عفو او سئوال می نماید ، بدون آن که هیچ یک از این ها رادر حال عبادت در قصد و نیت خود ملاحظه کرده و به نظر آورد .

چنانکه حال اولیاء الله چنین بوده ، وشرح حال مناجات آنها و فقرات دعاهای آنان قوی ترین شاهدبر این مطلب می باشد .

درجات سه گانه نیت در انتظار و ظهور حضرت مهدی (علیه السلام)

درجه اول :
بعضی از بندگان عمده‌ غرض آن ها در انتظار فرج حضرت صاحب الامر (علیه السلام) اشتیاق به زیادی نعمتهای الهی و وسعت در امور زندگی ،و رفع شدائد و سختیها می باشد که در دوران ظهور وجود دارد ، و این خود بر دوگون است:

اول :‌آن که غرض و هدف او مجرد رسیدن به همین جهات مزبوره است ،‌به گونه ای که اگر چنانچه در همین حال از برای او این جهات اصلاح شود، یعنی خداوند به او وسعت در نعمتهای خود عطا فرماید ، و از او سختیها و بلاها را دفع نماید ،‌پس آن حال اشتیاق ازاو زائل می شود و به کلی از ذکر آن حضرت و از یاد فرج وظهور ایشان غافل می گردد.

پس اگر چنین باشد ، به طور کلی از عنوان خلوص خارج خواهد شد ،‌و به فضیلت انتظار فرج فائز نخواهد گردید ، ودر این انتظارش از اهل دنیا خواهد بود .

چنانچه در کتاب «کافی» از ابی بصیر روایت کرده که گفت به امام صادق (علیه السلام)‌عرض کردم : کی فرج خواهد شد ؟ فرمود :

«و انت ممن ترید الدنیا ؟ »

« قصد و اراده تو در طلب این امر دنیا است ؟».

سپس فرمود : هر کس به این امر معرفت پیدا نماید پس به واسطة‌انتظار فرج الهی به تحقیق از برای او فرج حاصل شده است .»14

دوم : آن که غرض از اشتیاق داشتن او به آن جهات مزبوره ،‌به ملاحظه آن است که آن گشایش ها و آن نعمت های فراوان ،‌مخصوص آن زمان است ،‌وچیزی است که آن را خداوند از برای اولیاء مقربین او صلوات الله علیهم اجمعین پسندیده است ، چنین اشتیاقی نزد خداوند محبوب است .

چنانچه مضمون حدیثی است که از حضرت امام محمد باقر (علیه السلام) که فرمود:

« ما اهل بیت در مقام رضای الهی چنانیم که اگرخداوند فقر را برما مقدر کند ،‌دوست می داریم ، و اگر وسعت و غنا مقدر نماید آن را نیز دوست می داریم .»

و در روایت دیگری نقل شده است که :‌

«چون خداوند عالم برای حضرت ایوب (علیه السلام) بعد از برطرف شدن بلا ،‌ملخ طلا نازل کرد ،‌آن حضرت تمام ملخها رااز اطراف برمی داشت ، جبرئیل (علیه السلام) عرض کرد:‌خوب در جمع آوری آن ها اهتمام دارید ! چون که عطای پروردگار من است .»15

پس از این گونه احادیث ظاهر می شود که هرگاه بنده نعمت های دنیوی را به این عنوان که آن عطائی است که خداوند به رضای خود مرحمت فرموده است ، دوست داشته باشد ، این دوستی از موضوع اخباری که در مذمت دنیا و دوست داشتن آن وارد شده ، خارج است .

و چون همه نعمت های الهی که در زمان فرج آل محمد علیهم السلام وعده داده شده است ،‌خداوند آن هارا برای اولیاء مقربین خود پسندیده ، و گوارا قرار داده است ، پس اشتیاق به آن ها محبوب و الهی خواهد بود ، چرا که بنده در این اشتیاق و انتظارش ؛ رضای الهی را ملاحظه دارد ، و لهذا به همة‌فیوضات و ثوابهای مقرره برای انتظار فرج فائز خواهد شد .

لکن این نوع قصد و غرض مرتبة‌ اول خلوص در امر انتظار فرج می باشد ، به واسطة آن که نهایت آن طلب نعمتهای دنیوی است .

درجه دوم :
بعضی از بندگان عمده غرض در اشتیاق به فرج آن حضرت ، برخورداری از علوم و معارف و حکمتهای الهی باشد.

زیرا علومی که در آن زمان ظاهر می شود مافوق تمام علومی است که از اول عالم تا آن زمان ظاهر شده ، و درآن زمان هرکس به کمال علم خود از دیگری بی نیاز می گردد، و در تفسیر این آیة مبارکه «یغن الله کلاً من سعته »16 آمده است که حتی زنان در خانه های خود به احکام دین ، به درجة علماء ، عارف و عالم می شوند.17

و این به برکت دست مبارک آن حضرت است که سر بر شیعیان می گذارد ، و عقول آنها کامل می شود ، چنانچه در روایات متعددی در کتاب «کافی» و غیر آن وارد شده است.18

و ظاهر فرمودن همة‌بیست و هفت حرفی است که مبنای علوم الهی است که حضرتش افاضه می فرمایند ، و از اول عالم تا کنون بیش از دو حرف آن ظاهر نگردیده است .

و هم چنین اشتیاق به فرج آن حضرت دارد ، به خاطر آن که درآن زمان اسباب عبادت به اعلی درجه آن آماده است ، چون که شیطان و اتباع او همگی کشته و نابود می شوند ، و به خاطر مخذول بودن شیاطین ظاهری، ترس از بندگان برداشته می شود.

پس هرگاه غرض اصلی و حقیقی در اشتیاق و انتظار فرج آن حضرت رسیدن به این دو مقصد مهم ـ یعنی کمال معرفت و عبادت ـ‌ باشد ، روشن است که از نظر خلوص چندین برابر از درجة اولی کاملتر است ، و به همین جهت به آن فیوضات و ثوابهای خاصة انتظار فرج هم به کاملترین درجه فائز می شود .

ولکن این درجه هم خلوص کامل نیست ،‌چرا که خلوص کامل آن است که بنده در مقام عبادت هیچ جهت از جهاتی که برگشت به خود او دارد ، حتی از منافع اخروی ، ملاحظه ننماید .

درجه سوم :
بعضی از بندگان غرض اصلی از اشتیاق به فرج آن حضرت ، ظهور امرالهی و دین مبین او در همة دنیا و غلبة‌ آن بر همة ادیان باطله و ظهور امر اولیاء الهی و ائمة معصومین علیهم السلام وظهور فضل و جلال آن ها ،و ظهور نورو ضیاء‌آن ها ، و ظهور همة‌شئونات جلیله و عظمیة آنها باشد ، ونیز سرکوبی دشمنان اهل بیت و انتقام گیری از آنها و خونخواهی مظلومان کربلا و اجراء همة حدود الهی و احکام را بخواهند ، که در این صورت خلوص ایشان کامل و همة‌اجر و پاداشی که برای انتظار فرج ذکر شد بر این نیت مترتب می شود .

حدیثی از امام صادق (علیه السلام) و خلوص حقیقی در انتظار
و از جمله شواهد دراین سومین درجة خلوص در باب انتظار فرج ، لازم است وبا دارا بودن آن ، همة فضائل انتظار به طور کامل حاصل می شود ، روایت عمار ساباطی است که می گوید : به امام صادق(علیه السلام) عرض کردم :

« عبادت کردن باامامی از شما که ظاهر نبوده و درزمان دولت باطل شد افضل است ، یا عبادت کردن در زمان ظهور دولت حق با امام ظاهراز شما ؟ حضرت فرمودند : ای عمار !‌به خدا قسم صدقه دادن در پنهانی افضل است از صدقه دادن در آشکارا و به خدا قسم عبادت شما در پنهان باامام غیر ظاهر در دولت باطل افضل و بهتر است ازاین که خدا را در زمان ظهور حق با امام ظاهر عبادت کنید .»

و روایت را در فضیلت و برتری اعمال در زمان خوف و ترس در دولت باطل ادامه داد، و چون عمار این مطالب را شنید می گوید :

«عرض کردم : جان من فدای تو باد،‌هر گاه چنین است پس ما چرا آرزو کنیم که از اصحاب قائم (عجل الله تعالی فرجه) باشیم ،‌با آن که ما امروز در زمان امامت تو و مشغول طاعت تو هستیم و اعمال ما بهتر از اعمال اصحاب دولت حق است ؟

حضرت فرمود :سبحان الله ،‌آیا نمی خواهی که خدای عزوجل حق و عدل را در بلاد ظاهر گرداند ، و حال همه نیکو گردد، و مردم همه بر دین حق اجتماع نمایند ، و الفت در میان قلوب پراکنده به هم رسد ، و کسی در زمین خدا معصیت نکند، و حدود خدا در میان خلق جاری گردد، و حق به اهلش رسیده و آن را اظهار نمایند ،و چیزی از حق به جهت خوف از مردم پنهان نگردد ؟بدان ، والله ای عمار! کسی از شما می میرد با حال دوستی ما ، مگر آن که او نزد خدای عزوجل از بسیاری از آنهایی که در جنگ بدر و احد حاضر شدند افضل است ، پس بشارت باد شمار را .»19

از قسمت آخر این حدیث شریف روشن می شود که مومن ولو به ملاحظة‌ آن که اعمال او قبل از زمان ظهور و دولت حق افضل از زمان ظهور باشد ، ولکن باید انتظار ظهور حضرت قائم (علیه السلام) و دولت حق را داشته باشد ، و به کمال خلوص و اشتیاق ظهور امر حق و احکام دین ، و ظهور امر اولیاء‌الهی ، و بازگشت حقوق ایشان به خودشان و بر طرف شدن خوف و امثال این امور را داشته باشد.

دومین شرط انتظار : صبر وشکیبائی

صبر و پایداری مومن در انتظار فرج امر مهمی است و همین است که موجب برخورداری او ازآن همه ثواب و فضیلتهای انتظار می شود، چنانچه در روایتی در «بحار»‌از حضرت صادق (علیه السلام) نقل شده که فرموده اند :

« از دین ائمه داشتن ورع و عفت و صلاح ...و انتظار فرج به صبر نمودن است .»20

بلکه از این فرمایش استفاده می شود که صبر به منزلة رکن انتظار است .

/ 0 نظر / 9 بازدید