نیم نگاهی به انتظار در آینه روایات (2)

معنای انتظار ، شرایط و آثار و علائم آن

حقیقت انتظار بر حسب مفهوم لفظی آن ضد یاس است ، و مراداز انتظار چیزی ، آن است که یقین به وقوع آن داشته و چشم به راه آن باشد ، وامیدوار به زمان وقوعش باشد .

کیفیت انتظار فرج حضرت حجت (علیه السلام) در هر زمانی چه قبل از زمان غیبت و چه در حال غیبت ، بر دو قسم است :

قسم اول : انتظار قلبی .
قسم دوم: انتظار بدنی .

قسم اول : انتظار قلبی .

انتظار قلبی دارای درجات سه گانه است :

- درجه اول :آن که یقین داشته باشد ظهور آن حضرت حق است و واقع خواهد شد و آن وعده‌الهی است که تخلفی در آن نیست ، و هر قدر هم در تحقق آن تاخیر شود، مایوس و ناامید نگردد و منکر اصل آن نشود.

- درجه دوم :‌آن ظهور را موقت به وقت خاصی نداند که قبل از آن مایوس از وقوع آن شود.

- درجه سوم : آن که بر حسب آن چه در روایت است که :

«توقعوا الفرج صباحا و مساء اً».8
«هر صبح و شام منتظر فرج باشید».

و آن چه در وارد است که:
«یاتی بغته کالشهاب الئاقب»9

«او هم چون شهاب فروزانی ناگهان خواهد آمد »
و در فقره ای از دعا است :

«انهم یرونه بعیدا و نریه قریبا »10
و امثال این ها ، پس در هر حال و هر زمانی منتظر باشید ،‌یعنی امید وقوع آن را داشته باشید .

- درجة اول انتظار
این درجه واجب است و حقیقت ایمان به آن بستگی دارد ، ونبود آن در باطن امر موجب کفروضلالت می شود، اگر چه به حسب ظاهر محکوم به احکام اسلام باشد ، و برای همیشه در آتش با کفار خواهد بود ،‌چون انکار امر امامت است ، هر چند در ظاهر اقرار به توحید و رسالت دارد ، ودلیل بر آن ازآیات و اخبار بسیار زیاد است ، چنانکه به بعضی ازآ‌ن اشاره شد.

و آن چه از آیات وروایات بعد از ملاحظه وعده های الهیه که در بعضی از آیات قرآن11 داده شده ،‌استفاده می شوداین است که بر حسب دلیل عقلی ونقلی ،‌کسانی که شایستگی خلافت و وراثت نبویه و ولایت الهیه را دارند ، منحصرند به دوازده وجود مقدس که حسب و نسب و اسم و وصف و شخص آن ها از جهت پدری و مادری ، در اخبار متواتر ذکر شده است، و بعد از ملاحظه آن که آن وعده های الهیه تا کنون ـ برآن وجهی که درآن آیات و‌آن اخبار است ـ هرگز در هیچ زمانی نسبت به هیچ کدام ازآن دوازده نفر و درحق غیر آن ها وقوع نیافته ، و دین الهی در کل عالم بر همة‌دین ها غلبه پیدا نکرده که جمیع مردم به آن معترف شده باشند ، و به ملاحظة آن که امامان معصوم علیهم السلام همگی تا کنون مظلوم واقع شده و ضعیف شمرده شده اند و تمکین و استخلاف و وراثت آن ها در زمین با نبود خوف و ترس برای هیچ یک تحقق نیافته ،پس باید انتظار تحقق آن وعده های الهی رابه وجود حضرت مهدی (علیه السلام) و نیز برای پدران بزرگوارش بعد از رجعت ایشان به این دنیا ،‌چنانچه در اخبار متواتره بر آن تصریح شده، داشته باشد .

و بعد از تامل منصفانه و بدون تعصب و عناد در این آیات اخبار ، واضح و روشن می شود که انکار و شبهه در امر ظهور و فرج حضرت مهدی ونیز در رجعت پدران گرامیش (علیه السلام) ، انکار و تشکیک در آیات قرآنی و ادله قطعی نقلی است ، و حقیقت کفر و ضلال جز همان انکار امر حق یا تشکیک در آن بعد از وضوح نیست .



- درجه دوم انتظار
این درجه نیز واجب است ، لکن بر وجهی که اگر نباشد موجب فسق است، و آن یاسی است که حرام است و از آن نهی شده است ، و این حرمت به مقتضای تکذیب و قاتون (کسانی که وقت برای ظهور تعیین می کنند) است12 .



- درجه سوم انتظار
این درجه مقتضای کمال ایمان است و نبود آن موجب نقصان درایمان است ، پس لازمة کمال ایمان مومن آن است که بر حسب احادیث زیادی که درآن ها امر فرج را تقریب فرموده اند :‌آن را نزدیک بداند و پیوسته چشم به راه باشد ، وباید حال مومن مانند حال کسی باشد که خبر آمدن مسافر را به او داده اند، و مسافر او درحال بازگشت است ،و او با این احتمال که موانع سبب تاخیر در رسیدن او شده ، همه روزه انتظار آمدن آن مسافر را دارد .

بنابراین ؛ باید برای ظهور آن حضرت و نیز ملاقات باایشان ـ‌ به آدابی که ذکر می شود ـ‌مهیا شود ، همان طور که انسان از برای مسافر عظیم القدر تهیه می بیند.



قسم دوم :‌انتظار بدنی

هر گاه مزرعه ای داشته باشد ، آن را اصلاح کرده و تخم بکارد و آب دهد ، چون احتمال وقوع آفات زمینی و آسمانی می رود ،‌دعا می کند و از خداوند متعال حفظ آن زراعت را از‌آن آفات طلب میکند،‌و با این حال انتظار می کشد که زمان رسیدن محصول آن فرارسد.

خداوند عالم جل شانه در هر زمان وجود مبارک امام (علیه السلام) را وسیلة بقاء عالم و عطا کردن نعمتعای خود قرار داده است ،‌که بدون آن نه عالمی باقی می ماند و نه نعمتی عطا می شود و ظهور امر امام (علیه السلام) را ـ‌ که تصرفات ظاهری داشته باشد ـ‌ وسیله از برای ظهور کامل همة‌نعمتهای ظاهری و باطنی قرار داده است ،‌که بدون آن در هر قسم از آن نعمتها نقصان پیدا می شود ، و در هر کدام سرور و خوشحالی او مقرون به حزن و غم خواهد شد .

و همان گونه که در نعمتهای دنیوی خداوند متعال بعضی اسباب را مهیا کرده و آن نعمتها را به وسیلة آن اسباب عطا می فرماید ، چون بذر کاشتن و آب دادن که وسیلة‌ظاهر شدن حبوبات و میوه جات و گلهای گوناگون است ، هم چنین برای تعجیل در ظهور امام که وسیله ظهور همه نعمتها است ، اسبابی مقرر فرموده است که به دست خود بندگان است ، و آن اسباب عبارت از تقوا و اعمال صالحه است ، چنانچه دراین آیة‌شریفه می فرماید:

«ولو ان اهل القری آمنوا و اتقوا لفتحنا علیهم برکات من السماءو الارض »13

و آفت تعجیل در ظهور آن حضرت ، اعمال قبیحه زشت و گناهان بندگان است ، و از همه آنها بدتر افشاء‌کردن اسرار آل محمد علیهم السلام و تقیه نکردن از دشمنان می باشد ، که خود امر فرج رابه تاخیر می اندازد ، و لذا بندة مومن با توبه از همه گناهان و خطاها از خداوند دفع‌ آفات و اثر آن ها راطلب می کند ، و با این حال انتظار میکشد که زمان رسیدن محصول یعنی روز ظهور و فرج امام علیه السلام فرارسد ، و این حال با خصوصیات ، انتظار کامل بدنی است که از لوازم کمال ایمان است .

/ 0 نظر / 8 بازدید