نیم نگاهی به انتظار در آینه روایات (4)

علائم انتظار
یعنی چیزهایی که به واسطة‌آن ها مومن مطمئن می شود که حقیقت انتظار در وجود او پیدا شده است .

و از آشکارترین آن ها ، دوعلامت است که اجمالاً بیان می شود :

اولین علامت انتظار : اشتیاق قلبی است .
زیراهر چه محبوب در نظر حبیب عزیز تر باشد و محبت حبیب نسبت به او بیشتر باشد ، اشتیاق او به دیدار محبوب زیادتر می شود ، وهر چه آتش این اشتیاق در وجودش بیشتر شعله ور شد ، مفارقت دوست مشکل تر و تلخ تر خواهد شد ، و هر چه زمان مفارقت طولانی شود ، غم و اندوه فراوان تری به دنبال خواهد داشت ، به حدی که باعث بکاء و گریه ، بلکه موجب جزع و ندبه می شود .

بنابراین ؛ هر گاه بندة‌مومن در حال انتظار اشتیاق دیدار مولای خود را داشته باشد ، باید به واسطة‌طول زمان مفارقت و غیبت ایشلن حزن و غم در قلب او ظاهرو هویدا گردد، که لازمه اش گریستن در دوری آن حضرت است .

چنانچه در «کافی» روایت شده از امام صادق (علیه السلام) که در بیان حال مومنین در زمان غیبت ایشان فرمودند :

«و لتدمعن علیه عیون المومنین »23

« برای او چشمهای مومنین گریان می شود»

و دردعای ندبه دلسوختگان و شیفتگان چنین آمده :

« هل من معین فاطیل معه العویل البکاء ؟ هل من جزوع فاساعد جزعه اذا خلا؟ هل قذیت عین فساعدتها عینی علی القذی؟».24

«‌آیا یاری کنندای هست تا با او ناله و گریه را طول دهم ؟ آیا جزع کننده ای هست تا آن که یاری نمایم جزع او را هر گاه ساکن شود ؟ آیا چشم مجروحی هست تا آن که او را چشم من بر مجروح شدن آن یاری نماید ؟»

و از لوازم طول مفارقت محبوب ، ناگوار بودن لذائذ در کام انسان وسلب شدن خواب راحت ازاو و همیشه به یاد محبوب خود بودن است .

دومین علامت انتظار: عزلت و گوشه گیری از بیگانگان است ، از لوازم آن ، کمی گفتار مطالب بیهوده است .
پس هرکس این آثار را در وجود خود به صورت بیشتر و کاملتر چه از نظر ظاهری و چه از نظر باطنی ، مشاهده کرد، علامت آن است که مقام اشتیاق و حقیقت انتظار او برای ظهور و فرج مولای خود (علیه السلام)‌و زیارت جمال نورانی او کاملتر است .

و همة این امور یعنی حزن قلبی ، افسردگی چهره ، بکاء‌و گریه، جزع و ندبه ، ناگواری لذائذ، کمی خواب ، عزلت و گوشه گیری ، همیشه به یاد او بودن، قلت کلام، در اخبار به طور عموم یعنی بین هر حبیبی و محبوبی و خصوص یعنی بین آن حضرت و دوستانش اشاره شده است .

و در کتاب «کمال الدین »‌در قضیه ابراهیم بن مهزیار روایتی از مولای ما حضرت صاحب الامر صلوات الله علیه نقل شده که حضرتش در ضمن فرمایشات زیادی ـ در رابطه با آن چه پدر بزرگوارشان حضرت امام حسن عسکری (علیه السلام) به ایشان فرموده بودند ـ‌ به ابراهیم بن مهزیار فرمودند :

« واعلم ان قلوب اهل الطاعه و الاخلاص تزع الیک مثل الطیر اذا امت الی اوکارها و هم معشر یطلعون بمخائل الذله و الاستکانه ، وهم عند الله برده اغراء‌یبرزون بانفس مختله محتاجع ، و هم اهل القناعه و الاعتصام ، استنبطوا الدین فوارده علی مجاهده الاضداد ، خصهم الله باحتمال الضیم فی الدنیا لیشملهم باتساع العز فی دارالقرار ، وجلبهم علی الخلائق الصبر لیکون لهم العاقبه الحسنی و کرامه حسن العقبی »25

« بدان ؛ بدرستی که دلهای اهل طاعت و اخلاص به شدت به سوی تو پر می کشد، همان طور که مرغان به جانب آشیانه های خود پر می کشند و رو می آورند ،‌و آن ها جماعتی هستند که در معرض ذلت و حقارت واقع می شوند ، و حال آن که ایشان در نزد خداوند عزیز روسفیدند ،‌آن ها در بین مردم ظاهر می شوند در حالی که به شدت مبتلا به فقر و نیازند ، و ایشان اهل قناعت و اهل تمسک به وسیله هایی هستند که از فتنه ها سالم بمانند .

و آن ها بر وجه تحقیق دین را به دست آورده اند ، و با آنچه باآن ضدیت دارد مجاهده می کنند ، خداوند آن ها را به قوت تحمل سختی های دنیا مخصوص گردانیده است ، تا آن که عزت فراوان در آخرت را شامل حال آن ها فرماید ، و چگونگی صبر در هر مکروهی را در نهاد و سرشت آن ها قرار داده ،‌تا آن که از برای آن ها عاقبت نیکو و بلند مرتبه گی در آخرت بوده باشد .»

و از لوازم دیگر این اشتیاق ، اهتمام نمودن در دعا و طلب تعجیل فرج از خداوند است ، زیرا واضح است که هر گاه کسی کمال اشتیاق را به امری داشته باشد،به هر وسیله ای که برایش ممکن باشد سعی می کند فاصله ای که بین او و محبوبش هست برطرف کند ، و از طول فراق بکاهد ، و دعا بهترین وسیله برای رسیدن به این مقصود است .

ووقتی این خواسته یعنی اشتیاق به ظهور و برخوردار شدن از فیض دیدار جمال آن حضرت در نظرش اهمیت زیادتری داشته باشد ، خواسته های دیگرش راتحت الشعاع قرار میدهد ، بلکه آن ها را نادیده می گیرد .

و حال او مانند حال حضرت اباذر رضی عنه الله می گردد که روایت شده است : چشم ایشان مبتلابه چشم درد شد، پرسیدند : چرا معالجه نمی کنی ؟ فرمود : امری مهمتر ازاین دارم ،‌گفتند : چرا دعا نمی کنی ؟ فرمود: دعائی مهمتر از این دارم. 26



نتیجه کلی از بحث انتظار

از‌آن چه در باب انتظار فرج بیان شد، واضح گردید که : هرگاه معنا و مصداق انتظار چه از نظر ظاهری و چه از نظر قلبی ، باشرایط و آداب خاصه اش در کسی محقق شد ، به طوری که آثار و علائم آن آشکار باشد ، پس عنوان نصرت و یاری به وجود مبارک حضرت حجت (علیه السلام) ، بلکه نصرت به جمیع پدران بزرگوار ایشان ، بلکه به جمیع اولیاء الهی تحقق یافته است .

و این نصرت هم نصرت و یاری است نسبت به قلب مبارکشان که هموم از آن برطرف می شود ، و هم نسبت به وجود اقدس شان، که شدائد و بلیات دوران غیبت از ایشان دور می گردد، وهم نسبت به دوستان و شیعیانشان ، هم در جهات اخروی و هم در جهات دنیوی ایشان ، زیرا در همة آن جهات برای آنان فرج حاصل خواهد می شود .

پس به وسیلة‌ همین حال انتظار ـ هر چند امر فرج قبل از مرگ او واقع نشودـ در زمره انصار و یاوران واقعی آن حضرت محسوب خواهد شد .

چنانچه حضرت ابراهیم خلیل (علیه السلام) وقتی از طرف پروردگار ماموریت یافت فرزند خود اسماعیل را قربانی کند ، تمام مقدمات آن را فراهم نمود وآماده برای اجرای دستور الهی شد،‌که به فرمان دیگری از طرف پروردگار مامور گردید و خودداری کرد، پس خطاب شد: « قد صدقت الرویا»27 یعنی به آن چه مامور شدی در مورد ذبح اسماعیل (علیه السلام) عمل کردی، و ازاین جهت ، فیض عظیم الهی و پاداش فراوان او را ـ ولو با حال واقع نشدن آن ـ‌دریافت کرد.

بنابراین هرگاه بنده ای به اندازه توانایی خویش در نصرت و یاری امام زمان (علیه السلام) کوشش کند و فرج آن حضرت را انتظار کشد، چنین بنده ای درزمرة یاوران آن حضرت قرار می گیرد ، هر چند بر حسب مصالح و حکمتهای ظاهری یا پنهانی پروردگار ، فرج آن حضرت تاخیر افتد.

برگرفته شده از کتاب شیوه های یاری قائم آل محمد
نویسنده : آیت الله میرزا محمد باقر فقیه ایمانی


پی نوشت :
1- بحارالانوار ج 52 ص 126 حدیث 18
2- تفسیر برهان ج 4 ص 293 حدیث 9 به نقل از مکیال المکارم ج 2 ص 147 خدیث 1234
3- کافی ج 1 ص 334 ذیل حدیث 2
4- بحارالانوار ج 36 ص 387 حدیث 1
5-غیبت نعمانی ص 200 حدیث 15
6-کافی ج 2 ص 22 حدیث 10
7-رجوع شود به مکیال المکارم ج 2 ص 150
8- کافی ج 1 ص 333 حدیث 1
9- بحارالانوار ج 51 ص 72
10- سوره معارج آییه 6
11-( هولذی ارسل رسوله بالهدی و دین الحق لیظهره علی الدین کله ولو کره المشرکون) سوره صف:9.
(وعد الله الذیآمنوا و عملوالصالحات لیستخلفهم فی الارض ) سوره نور:55 .
(ونرید ان نمن علی الذین استضعففوا فی الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثین ) سوره قصص آیه 5 .
12- کافی ج 1 ص 386 حدیث 2،3،5
13- سوره اعراف آییه 13 آیه 96
14- کافی ج 1 ص 372 حدیث 3
15- بحارالانوار ج 12 ص 352 حدیث 22
16- ترجمه : خداوند هر کس را به رحمت واسع خود بی نیاز خواهد کرد (سوره نسا. آیه 130 )
17- بحارالانوار ج52 ص 309
18- بحارالانوار ج 51 ص 35 و ج 52 ص8 32
19- کافی ج1 ص 233 حدیث 2 ، کمال الدین ص 645
20- بحارالنوار ج 10 ص 353 حدیث 1
21- بحارالنوار ج 46 ص 31 حدیث 31 ، خرائج ص 596
22- کافی ج2 ص 79 حدیث 15
23- کافی ج 1 ص336 حدیث 3
24- بحارالنوار ج 102 ص 108
25- کمال الدین ص 448
26- بحارالنوار ج 22 ص 431 حدیث40
27- سوره صافات آیه 105


1- بحارالانوار ج 52 ص 126 حدیث 18
2- تفسیر برهان ج 4 ص 293 حدیث 9 به نقل از مکیال المکارم ج 2 ص 147 خدیث 1234
3- کافی ج 1 ص 334 ذیل حدیث 2
4- بحارالانوار ج 36 ص 387 حدیث 1
5-غیبت نعمانی ص 200 حدیث 15
6-کافی ج 2 ص 22 حدیث 10
7-رجوع شود به مکیال المکارم ج 2 ص 150
8- کافی ج 1 ص 333 حدیث 1
9- بحارالانوار ج 51 ص 72
10- سوره معارج آییه 6
11-( هولذی ارسل رسوله بالهدی و دین الحق لیظهره علی الدین کله ولو کره المشرکون) سوره صف:9.
(وعد الله الذیآمنوا و عملوالصالحات لیستخلفهم فی الارض ) سوره نور:55 .
(ونرید ان نمن علی الذین استضعففوا فی الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثین ) سوره قصص آیه 5 .
12- کافی ج 1 ص 386 حدیث 2،3،5
13- سوره اعراف آییه 13 آیه 96
14- کافی ج 1 ص 372 حدیث 3
15- بحارالانوار ج 12 ص 352 حدیث 22
16- ترجمه : خداوند هر کس را به رحمت واسع خود بی نیاز خواهد کرد (سوره نسا. آیه 130 )
17- بحارالانوار ج52 ص 309
18- بحارالانوار ج 51 ص 35 و ج 52 ص8 32
19- کافی ج1 ص 233 حدیث 2 ، کمال الدین ص 645
20- بحارالنوار ج 10 ص 353 حدیث 1
21- بحارالنوار ج 46 ص 31 حدیث 31 ، خرائج ص 596
22- کافی ج2 ص 79 حدیث 15
23- کافی ج 1 ص336 حدیث 3
24- بحارالنوار ج 102 ص 108
25- کمال الدین ص 448
26- بحارالنوار ج 22 ص 431 حدیث40
27- سوره صافات آیه 105

/ 0 نظر / 6 بازدید