ضرورت و مبانی انتظار (2)

 بحران ها و بن بست ها


بشریت امروزه , به هر محوری که در زندگی پیش روی دارد نظر می افکند خود را در حصار ناکامی و سرخوردگی می بیند , و برای نجات از این گرفتاری هر روز به سویی سر می کشد و به فکر چاره ای می افتد. چون این راه چاره ها و تدابیر به منبع فیض الهی متصل نیستند نه تنها عطش روحی او را برطرف نمی سازند بلکه بر بیماری های روحی و جسمی اش افزوده می شود و بیشتر به بی کفایتی گردانندگان دنیای کنونی پی می برند.
بن بست هایی که بشریت را مضطر می کند تا به ظهور یک منجی و مصلح جهانی دل ببندد بدین قرار است :

الف ) بن بست علم و صنعت
بشر با انقلاب صنعتی در این خیال بود که بر همه ی مشکلات و معضلات فائق خواهد آمد و رفاه و آسایش خود را فراهم خواهد ساخت , اما واقعیت اینوسید سلاح های کشتار جمعی و مخرب نمی شود و سردمداران قلدر جهان سرمست از این تجهیزات ویرانگر با محور قرار دادن منافع خویش هراز چند گاهی آهنگ نقطه ای از جهان را می کنند و در این بین آنچه شکست می خورد انسانیت است . (13 )
در چنین وضع اسف باری , آدمی ناامید شده از قدرت علم و صنعت , باید به چه کسی پناه ببرد آیا این قدرت های بی بنیاد و قلعه های بی حصار پناهگاه آدمی و نوید نجاتی خواهند بود و آیا به سازمانهای بین المللی که به منظور حمایت از حقوق بشر و حفاظت از محیط زیست تاسیس شده اند و هم اکنون آلت دست قدرتهای استعماری بزرگ شده اند می توان امید بست
اگر منصفانه قضاوت شود باید اعتراف نمود که جز به دست با کفایت یک مصلح و منجی الهی این بن بست حل نخواهد شد.

ب ) بن بست سیاسی
بشر برای اصلاح حاکمیت سیاسی و نجات از گرفتاری حکومت های ملوک الطوایفی به حکومت های پادشاهی و سلطنتی روی آورد ولی در عمل دید که این نوع حکومت ها به دیکتاتورهای خون آشامی تبدیل شده اند که حق آزادی و حیات را از انسان ها سلب می کنند و برای رهایی از این مشکل به چاره اندیشی افتاد تا اینکه بعد از رنسانس ره آورد اندیشه بشری حکومت های مبتنی بر دموکراسی بود که در تجربه ثابت گشت مردم از این نوع مترقی حکومت نیز سرخورده و دل سرد شده اند. شاهد بر این مدعا اولا : عدم استقبال مردم از شرکت در انتخابات است به گونه ای که در بعضی کشورهای اروپایی برای تنبیه افرادی که در انتخابات شرکت نکنند جریمه نقدی در نظر گرفته می شود و.
ثانیا : اعترافات نظریه پردازان جهان دموکراتیک حکایت گر به آخر خط رسیدن حکومت های مبتنی بر دموکراسی است به عنوان نمونه « آلوین تافلر » مشاور سیاستمداران آمریکا که برای اصلاح جامعه ی جهانی نظریه « موج سوم » (14 )را ارائه کرده چنین اعتراف می نماید :
« فهرست مشکلاتی که جامعه ی ما(غرب ) با آن مواجه است تمامی ندارد. با دیدن فروپاشی پیاپی نهادهای تمدن صنعتی در حال نزاع به درون غرقاب بی کفایتی و فساد , بوی انحطاط اخلاقی آن نیز مشام را می آزارد. در نتیجه موج ناخشنودی و فشار برای تغییرات فضا را انباشته است .
در پاسخ به این فشارها هزاران طرح ارائه می شود که همگی ادعا دارند اساسی و بنیادی یا حتی انقلابی اند , اما بارها و بارها مقررات و قوانین طرح ها و دستورالعمل های جدید ـ همگی به منظور حل مشکلات ما تهیه شده اند , کمانه می کنند و بر وخامت مشکلات ما می افزایند و این احساس عجز و یاس را دامن می زند که هیچ فایده ای ندارد و موثر نیست . این احساس برای هر نظام دموکراسی خطرناک است و نیاز شدید به وجود مرد سوار بر اسب سفید را هرچه بیشتر دامن می زند » . (15 )
آری ! هرچه از عمر دنیا می گذرد این کلام نورانی جان تازه ای می گیرد :
« او (مهدی ) زمین را پر از عدل و داد می کند همانگونه که از ستم و بیداد سرریز شده بود و خداوند شرق و غرب جهان را برای وی , خواهد گشود ... » . (16 )
« درایام دولت او دنیا و اهلش در خوشی باشند » . (17 )

  •        ارتباط انسان با هستی


دومین مطلبی که ظهور منجی و انتظار آنرا ثابت می کند این است که انسان با هستی ارتباطی عمیق و پیچیده دارد حتی کوچکترین حرکت هایش بزرگترین رابطه را با عالم برقرار می کند . (18 )
چنین دنیای پر از رابطه ای انسان رابه جستجوی ضابطه ای می کشاند و در این مسیر آشکار می شود که نه علم و نه غریزه کفایت لازم را ندارند و فاقد کارایی هستند.
و از طرفی دیگر , حرکت آدمی با آن بلندپروازی های بی حسابش بدون عکس العمل نمی ماند و هستی نظام مند به وسیله انعکاس رفتارها انسان را تنبیه می کند چه بسا در لحظاتی کوتاه مدت , ضربه ای را تجربه نکنیم ولی انحراف از نظام هستی در نهایت و درازمدت صدمه اش را خواهد زد آنهم صدمه ای نه در محدوده زندگی دنیا بلکه با نگاهی دینی بر انسان استمرار دارد. حتی بعد از مرگ نیز این ضرر و زیان دامنگیر انسان خواهد بود.
اکنون با این استمرار وجود انسان پیوند و ارتباطش با تمام جهان ناچار باید انتظار طلایه داری الهی را کشید که بیاید تا مسیر این حرکت را رهبری کند.
حاصل آنکه انسان از طرفی ناچار است با جهان و نظام آن ارتباط داشته باشد و از طرف دیگر دراین ارتباط گسترده , یا باید بی حساب حرکت کند و عاقبت دچار صدمات آن شود یا اینکه پناهگاهی دیگر پیدا نماید. پناهگاهی که در سیاهی جهل آدمی سپیده دمی را نوید دهد و شب تاریک انسان را نورانی کند و برنامه ای روشن را ارائه دهد.
این پناهگاه مهدی (عج ) است و ضابطه حرکت در دوران غیبت در خط او بودن است (انتظار) و در زمان حضور در طاعت وی درآمدن .

  •        عنایات و کرامات حضرت ولی عصر(عج )


امام زمان (عج ) با توجهات و کراماتش در حق انسان ها , موجب تقویت ریشه های انتظار در عصر حاکمیت غفلت می گردد.
آن رحمت واسعه حق , با هدایت اشخاص , حل مشکلات علمی علما , پیام دادن , ملاقات , نصیحت و موعظه , شفای مریض ها , راه یابی گمشدگان تعلیم ادعیه , دستگیری درماندگان , رفع گرفتاری ها و بلاها(19 ) ... این نکته را تذکر می دهد که غم مخورید یار مهر خواهد آمد.
مهدی فاطمه (س ) با این عنایات و کرامات خود مدام کام تشنه عاشقان را آبیاری می کند شاید در انتظار محبوب عارفان به خود آیند و با تلاش و ایجاد آمادگی و کوشش فراوان لیاقت بهره مندی از حضرتش و حکومت جهانی اش را بیابند.

/ 0 نظر / 6 بازدید