بنياد فرهنگي حضرت مهدي موعود عج
شهرستان بردسیر
شنبه ۱۱ اسفند ۱۳۸٦
ترنم ... نظرات() 

انتظار وسعتی بی‌انتها دارد غمت ای خوشا آن دل که باشد محرمت چشم ما در انتظار روی توست پرده بگشا جان فدای مقدمت دل ز هجران رخت افسرده شد زنده کن دل با مسیحایی دمت همچو بلبل در هوای وصل گل نعره خواهم زد بهار خرمت یادتو دارد دلم هر صبح و شام ای خوشا روزی که باشم همدمت (ایرج اسدی فر)

 انتظار غروب جمعه که می­یاد دلم می­خواد پر بزنم برم تو اوج اسمون­ها به کهکشون سر بزنم شنیدم اگه بیای سختی ­هامون تموم می­شه مشکل درد آدما چشم بزنی تموم می­شه بیا تا مهربونیا رنگ صداقت بگیره نزار غروب جمعه­ها تو رو از ما بگیره بیا دستامو بگیر نزار که من رها بشم نزار تو این شهر غریب همرنگ ادما بشم تو این غروب بی صدا خیلی­ها دردشون تویی ماه و ستارها شون توی خیلی ­ها عشقشون توی چه جمعه­ها که گذشت اما تو باز نیومدی این جمعه­ هم گذشت و رفت اما ندیدم نشونی فائزه سادات حسینی اصل خسروشاهی(آذربایجان شرقی بخش خسرو شهر)

اللهم عجل لولیک الفرج