بنياد فرهنگي حضرت مهدي موعود عج
شهرستان بردسیر
جمعه ٢٥ آبان ۱۳۸٦
علل غيبت امام زمان (عج) ... نظرات() 

علت اول : نخستين علتي که شايد بيش از ساير علت ها ، در خصوص غيبت امام عصر (ع) مورد تاکيد قرار گرفته ، « ترس از کشته شدن » است . در احاديث منقول از مرحوم کليني (در کتاب شريف «کافي ») و مرحوم صدوق (در کتاب گران قدر«کمال الدين  ») و مرحوم نعماني(در کتاب ارزشمند «الغيبة») اين علت در موارد متعددي بيان شده است . به عنوان نمونه زراره از امام صادق(ع) نقل مي کند که به او فرمودند :

يا زُرارَة لابُدَّ لِلقائِم مِن غَيبَة .
اي زراره قطعاً حضرت قائم (ع) غيبتي دارد.
زراره مي گويد مي گويد پرسيدم : و لِمَ ؟ - چرا؟ - حضرت فرمودند:
يخافُ علي نَفسِهِ- و اَومَأَ بِيدِه الي بَِطنِه .
بر جانش مي ترسد(و با دست خود اشاره به شکمشان کردند).
آن چه از حديث فوق استفاده مي شود اين است که يکي از عوامل مؤثر در غيبت امام عصر(ع) ترس آن حضرت بر جان مبارک خويش بوده است . البته ترس امام  (ع) بر جان مبارک خويش، همچون ترسي که انسان هاي عادي دارند و از کشته شدن
 مي هراسند ، نمي باشد . امام(ع) به خاطر کسب رضاي خدا وند و به عنوان انجام يک عبادت بسيار مهم ، برحفظ جان خود مراقب و نسبت به آن نگران هستند . بنابراين امام (ع) از اين جهت که خداي متعال ، کشته شدن ايشان را نمي پسندد، « خوف از قتل» دارند .  به هر حال با توجه به آن چه در مقدمه ي بحث بيان شد ، تاثير اين عامل در غيبت امام(ع) ضرورت عقلي ندارد .
توضيح مطلب اين که هر چند با غيبت امام(ع) جان ايشان حفظ مي شود ، اما اگر امام صادق  (ع)  يا معصوم ديگر نفرموده بودند ، عقلاً نمي توانستيم کشف کنيم که يکي از علل غيبت امام (ع) حفظ جان شريف آن حضرت است ، زيرا اين امر (تاثير عامل «هراس از قتل»در ايجاد غيبت ) از مستقلات عقليه نيست و به لحاظ عقلي ، تنها راه جان مبارک امام (ع)  ، غيبت ايشان نمي باشد. به تعبير ديگر عقلاً مي توان فرض کرد که امام  (ع)  ظاهر باشند ، اما خداوند جان ايشان را به طريق ديگري – همچون معجزاتي که گه گاه در عصر ساير ائمّه (ع)  رخ مي داد – حفظ نمايد . پس به دليل عقلي نمي توان گفت که حفظ جان امام  (ع)  ، غيبت ايشان را ضروري و واجب نموده است . به همين جهت تاکيد مي کنيم که علت بودن حفظ جان براي غيبت امام(ع)  ، بايد فقط با ادله نقلي ثابت شود. 
با روشن شدن اين نکته ، بطلان اين سخن روشن مي شود که :
     آن چه را به طور قطع مي توان سبب غيبت امام(ع)  دانست ، ترس ايشان بر جان       
      خويش است ... و هر گاه بر جان خود بترسد ، غيبت ايشان واجب مي شود.
نويسنده ي بزرگوار اين عبارات براي اثبات گفتار خود به ادلّه ي نقلي استناد نفرموده و صحّت آن را عقلي مي داند واين دقيقاً همان چيزي است که مورد اشکال و ردّ ماست . البتّه ايشان در فصل ديگري از کتاب خود بعضي از احاديثي را نقل کرده اند که دالّ بر اين علّت هستند ، امّا استشهاد به اين نقل براي تاييد گرفتن از ادلّه ي نقلي است نه استدلال و استناد به آنها.
با توجّه به اين نکته ي دقيق مي توان گفت که بين اين علت « ترس از جان » و غيبت امام (ع)  رابطۀ عليت اصطلاحي وجود ندارد . اين رابطه وقتي برقرار است که وجود علّت ، وجود معلول را ضروري مي کند « البتّه وقتي علّت ، علّت تامّه باشد» و نيز تا علت رفع نشود ، معلول هم قابل رفع نباشد « که اين هم در علّت تامّه و هم ناقصه صادق است ». امّا در اين جا هيچ يک از دو قضيه صادق نيستند . از طرفي وجود ترس بر جان ، غيبت امام (ع)  را عقلاً واجب نمي کند « که توضيح آن گذشت » و از طرف ديگر چنين نيست که براي رفع غيبت امام  (ع)  از ميان رفتن ترس ايشان ضروري باشد . لذا اين رابطه از هيچ طرف برقرار نيست . به تعبير ديگر شرط عقلي ظهور امام زمان (ع)  ، اين نيست که ايشان ترسي بر جان خود نداشته باشند . اين مطلب بسيار مهم و دقيقي است که به عنوان نتيجه ي بحث فعلي بايد مغتنم شمرده شود .

علت دوم : علّت ديگري که در احاديث براي غيبت امام زمان (ع)  بيان شده ، آزمودن مؤمنان از سوي خداوند متعال است . البتّه آزمايش الهي براي اين نيست که خداوند ، به آن چه در مورد اهل ايمان نمي داند ، آگاه شود . چنين فرضي در مورد خداوند متعال عقلاً منتفي است . ما در فصل گذشته معناي صحيح امتحان الهي را با نقل فرمايش از اميرالمومنين (ع)  روشن ساختيم .
اکنون ماهم با توجه به همان معنا مي توانيم دومين عامل مؤثّر در غيبت امام (ع)  را توضيح دهيم . اميرالمومنين(ع)  فرمودند :
أما وَ اللهِ لَاُقتَلَنَّ أنا و اِبناي هذانِ و لَيبعَثَنَّ اللهُ رَجُلاً مِن وُلدي في آخِرِ الزّمانِ يطالِبُ    بِدِمائِنا و لَيغيبَنَّ تَمييزاً لِاَهلِ الضَلالَةِ حتّي يقُولَ الجاهِلُ: ما لِلّهِ في آلِ محمّدٍ حاجَة.
بدانيد ، قسم به خدا يقيناً من واين دوپسرم « حسن وحسين  (ع)  » کشته مي شويم و خداوند مردي از فرزندان من را درآخرالزّمان خواهد فرستاد که از ما خونخواهي مي کند واو يقيناً از مردم پنهان مي گردد تا اهل گمراهي را « از ديگران » جدا کند و چنان مي شود که فرد نادان مي گويد : خداوند« براي هدايت و دستگيري خلائق » نيازي به آل محمّد (ع)  ندارد .
تعبير « تمييز » در اين حديث شريف ، علّت غيبت امام عصر (ع)  را بيان مي کندو با توجّه به معنايي که از امتحان الهي بيان شد ، جدا کردن اهل حق از اهل باطل ، هدفي است که خداوند از امتحانش اراده مي فرمايد . جدا شدن گمراهان ، باعث اتمام حجّت بر ايشان هم مي شود که نتيجه ديگري در پي امتحان خداوند است . آنها در روز قيامت هيچ عذري در  پيشگاه الهي در مورد کارهاي خلاف خود نخواهند داشت .
تعبير «امتحان » نيز در مورد غيبت امام (ع)  در احاديث به کار رفته است . حضرت موسي بن جعفر (ع)  فرمودند :
إنّه لابُدَّ لِصاحِبِ هذا الاَمرِ مِن غَيبةٍ... إنّما هِي مِحنَةُ مِنَ اللهِ عزَّ و جَلَّ امتَحَنَ بها خَلقَه.
همانا قطعاً صاحب اين امر ، غيبتي دارد ... اين امر چيزي نيست جز امتحاني از جانب خداي عزّوجل که آفريدگانش را به وسيله
آزمايش مي کند.
هر چند که امتحان در اين حديث براي همه ي آفريدگان خدا مطرح شده است ولي بيشتر از ديگران ، شيعيان در معرض اين امتحان قرار دارند . امام صادق  (ع)  پس از اين که از غيبت امام زمان (ع)  به زراره خبر دادند ، فرمودند :
غَيرَ اَنَّ اللهَ عَزَّ و جَلَّ يحِبُّ اَن يمتَحِنَ الشيعةَ
ولي خداي عزّوجل دوست دارد که شيعيان را امتحان کند.
آري امتحان اصلي وسخت ، براي شيعيان رخ مي دهد تا روشن شود کداميک از آنان در زمان غيبت از اعتقاد کامل و صحيح – نسبت به امامشان – دست بر نمي دارد ووظايف خويش را در قبال ايشان به خوبي انجام مي دهند . آنها که در اين امتحان شکست مي خورند ، در زمرۀ اهل ضلالت و گمراهي قرار مي گيرند .
در مورد اين عامل دوم «امتحان » نيز مي توانيم توضيحي شبيه به علت پيشين مطرح کنيم با اين بيان که تاثير اين عامل نيز در غيبت امام (ع) ضرورت عقلي ندارد و صرفاً به اعتبار ادلّه ي نقلي است که از آن سخن مي گوييم . عقلاً مي توانيم فرض کنيم که خداوند شيعيان را بدون غيبت امامشان امتحان مي کرد ،  لذا لازمۀ عقلي  امتحان الهي ، غيبت امامشان نيست و راه هاي ديگري نيز براي امتحان خداوند وجود داشته است . پس اين که « امتحان الهي علّت غيبت امام عصر (ع) است» امري نيست که از مستقلّات عقليه به حساب آيد ، لذا است که تنها به اتّکاء ادلّۀ نقلي مي توانيم از آن سخن بگوييم .  پس هر گونه توجيهي که بخواهد غيبت امام زمان   (ع) را به دليل امتحان الهي ، ضروري عقلي بداند ، مردود است.